close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
روايت هاشمي رفسنجاني از نشستنش پشت ميز کامپيوتر تا ورود به اينترنت
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
روايت هاشمي رفسنجاني از نشستنش پشت ميز کامپيوتر تا ورود به اينترنت
  • بازدید : (3)

آيت‌الله اکبر هاشمي رفسنجاني در گفت‌وگويي که از وي در کتابي با عنوان «صراحت‌نامه» توسط انتشارات سماي شرق با همکاري ماهنامه مديريت ارتباطات منتشر شده است علاوه بر پاسخ به مسائل سياسي به سؤوالات متنوعي در حوزه زندگي شخصي خود، مسائل ارتباطي و فرهنگي پاسخ مي‌دهد.

به گزارش سيتنا اين گفت‌وگو توسط اميرعباس تقي‌پور، امير لعلي و آرش محبي انجام و در دومين شماره ماهنامه مديريت ارتباطات منتشر شده بود.

از جمله:

... با توجه به مسؤوليت‌هاي سنگيني که تاکنون داشته‌ايد، خاطره‌اي تعريف کنيد که توانستيد با مديريت صحيح ارتباطات خودتان، يک موضوع و مشکل را براي نظام حل کنيد و نتيجه‌اي بگيريد که لذت و شيريني‌اش را هنوز هم فراموش نکرده باشيد.

خاطره‌اي در اين زمينه نمي‌توانم بگويم که به‌طور روشن مشخص شود که نتيجه يک قضيه اين شده ‌است، ولي به چند کار بزرگي اشاره مي‌کنم که بر اثر اطلاع جامعه ما و اطلاع‌رساني انجام شده است. من خودم وقتي مي‌‌خواستم کارم را در حوزه‌هاي اجتماعي در کنار درس خواندن شروع کنم، احساسم اين بود که طلبه‌هاي آن زمان حوزه خيلي با واقعيت‌هاي جامعه فاصله دارند، چون سياسي نبودند، روزنامه و مجله نمي‌خواندند و در حوزه راديو نبود.

راديو حرام بود، درست است؟

اوايل که مي‌گفتند حرام است و داشتن راديو لااقل براي يک روحاني عيب بود. وقتي وارد مبارزه شديم و ديديم نيازهاي سياسي داريم، امام به من دستور دادند يک راديو بخرم و نصف پولش را هم دادند.

چه سالي؟

سال 1342 بود؛ آن زماني که قرار بود کاپيتولاسيون اتفاق بيافتد. يک‌ دفعه خبري را از جايي گرفتم و مطلع شدم که بناست در مقابل تصويب کاپيتولاسيون 200 ميليون دلار وام به ايران بدهند. اين خبر را به امام دادم و گفتم چنين خبري است و در مجلس نيز در حال تصويب است. امام گفت: «ما اين چيزها را نمي‌دانيم». همان‌جا 200 تومان به من دادند و گفتند: «برو يک راديو بخر». مغازه‌اي در خيابان حرم قم به نام «الکترولوکس» بود. من رفتم يک راديو «ارسر» به قيمت 400 تومان خريدم. 200 تومان را دادم و بقيه‌اش را هم قسطي پرداخت کردم که اقساطش را خودم مي‌دادم.

بعداً پولش را از امام گرفتيد يا نه؟

نه، ديگر نگرفتم. قسطي بود. آن راديو را الان در موزه‌ام در رفسنجان گذاشته‌ام. چون آن راديو براي من وسيله اطلاع‌رساني و استفاده از ابزار بود. همان موقع امام مرا مأمور کردند که به تهران بيايم تا خبر اين مسأله را به‌طور مستند ببرم. من هم به تهران آمدم و با کمک آقاي فلسفي، آقاي توليت و آقاي بهبهاني آن مصوبه مجلس و مصوبه مجلس سنا و اسناد پيمان وين را که مبناي اين کار بود، گرفتم و خدمت امام بردم که امام سخنراني نيرومندي عليه کاپيتولاسيون کردند و بعد هم تبعيد شدند.

... در جايي ديگر:

شما خودتان از اينترنت استفاده مي‌کنيد؟

بله، استفاده مي‌کنم.

يعني شخصاً استفاده مي‌کنيد و پشت کامپيوتر مي‌نشينيد؟

بله، شخصاً استفاده مي‌کنم.

بيشتر کدام سايت‌ها را مي‌بينيد؟

الان بيشتر سايت‌هاي خبري را مي‌‌بينم.

بي‌بي‌سي را مي‌بينيد؟

بله، گاهي مي‌بينم.

از بي‌بي‌سي چه تحليلي داريد؟

بي‌بي‌سي در واقع براي نيل به اهدافي که دارد، حرفه‌اي عمل مي‌کند.

در مورد شبکه بي‌بي‌سي فارسي صحبت مي‌کنيد؟

هم عربي و هم فارسي. اينها حرفه‌اي عمل مي‌کنند. خبرنگاران و گوينده‌هاي ورزيده‌اي دارند و از لحاظ جامعه‌شناسي و روابط عمومي مطلعند. در خيلي از جاها خبرنگار دارند و با سياستي که خودشان دارند، خبرها را انتخاب مي‌کنند و به خورد مردم مي‌دهند، يعني از لحن و شيوه‌هايي که تجربه شده استفاده مي‌کنند. حرف‌ها را فشرده مي‌زنند و سعي مي‌‌کنند موذيانه اهداف خود را القا کنند.

در زمان انقلاب، آن موقع آنها طرفدار شاه بودند، اما خبرهايي که بي‌بي‌سي مي‌داد به ضرر رژيم شاه بود و خيلي وقت‌ها اين اخبار به درد ما مي‌خورد. در همه دنيا هم همين کار را مي‌کند. اين سياستي است که مستمع جذب مي‌کند و دولت‌ها گوش مي‌دهند، براي اينکه بببينند چه دارد مي‌گويد و چقدر به نفعشان مي‌گويد و چطور مي‌توانند جلويش را بگيرند. مردمي هم که مخالفند، گوش مي‌دهند. آنها افکار و سياست‌هاي خودشان را هم در اخبار مي‌آورند و سياست‌هاي خودشان را مخلوط اخبار مي‌کنند. خيلي حرفه‌اي عمل مي‌کنند.

ما چه بايد بکنيم؟

اينکه بايد چه کنيم خيلي مهم است. چون اطلاع‌رساني الان يک علم است. گرايش تبليغي در علوم انساني يک بحث بسيار وسيع است و دانشگاه‌ها اينها را بحث مي‌کنند و بايد متخصصان ببينند راه نفوذ بيشتر در مردم چيست، راه تنفر درست کردن چيست. راه مبارزه با اين پديده که سابقه‌اي طولاني هم در گذشته دارد، امروزه يک علم است که بايد آن را داشته باشيم و به جوانان خود تعليم بدهيم.

نظر شما به عنوان شخصيتي که هم تجربه‌اش را و هم مديريتش را داشتيد و همين الان هم در رأس بالاترين نهاد مشورتي نظام نشسته‌ايد، چيست؟

بالاخره مي‌گويم که بايد اولاً واقعيت محيط و مخاطب‌ را بشناسيم. ثانياً حرف‌هايي که مخاطب را فراري بدهد، نگوييم و حرف‌هايي بزنيم که وجدان طرف را قانع کند. البته اگر کسي خودش عقيده‌اي دارد، حرف‌هاي خودش را هم در آن قالب مي‌تواند در بياورد. ما توقع نداريم بي‌بي‌سي بيايد سياست کشور خودش را فراموش کند. سياست آن کشور را در هر برنامه‌اي مي‌بينيد، حتي سياست استعماري‌اش را. با شيوه‌اي حرف‌هاي خود را در مغز مردم جا مي‌کند. ما بايد با دانش روانشناسي، جامعه‌شناسي و پيش‌بيني آينده آشنا باشيم. الان خيلي چيزها در اطلاع‌رساني شرط است.

فرض کنيد آقاي مهاجراني به عنوان کسي که سال‌ها معاون شما بوده، وقتي شما ايشان را در بي‌بي‌سي فارسي مي‌بينيد، چه احساسي به شما دست مي‌دهد؟

مايل نيستم هيچ‌ وقت از آن رسانه استفاده کنم. آنها خودشان مي‌دانند و من نمي‌دانم چه دليلي براي خودشان دارند. حرف خودم را هم نمي‌خواهم به آنها تحميل کنم.


برچسب ها : ,,,
مطالب مرتبط
بخش نظرات این مطلب
بخش نظرات برای پاسخ به سوالات و یا اظهار نظرات و حمایت های شما در مورد مطلب جاری است.
پس به همین دلیل ازتون ممنون میشیم که سوالات غیرمرتبط با این مطلب را در انجمن های سایت مطرح کنید . در بخش نظرات فقط سوالات مرتبط با مطلب پاسخ داده خواهد شد .
شما نیز نظری برای این مطلب ارسال نمایید:
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی